ادب که یکی از مقوله های مهم و اساسی و در عین حال وسیع است، در یک نگاه کلی بر بر دو قسم است: ادب در برابر خلق و ادب در برابر خالق.
از نمونه های ادب با خلق که خداوند در آیات قرآن به پیامبر رحمت می فرماید: دستور به گذشت و امر به معروف و
نظایر این آیات در ادب کردن با خلق بسیار است که ما از آن تعبیر به آداب معاشرت می کنیم یا مثلا ادب اجتماعی یعنی انسان که در جامعه زندگی می کند باید با اطرافیان خود رعایت ادب را داشته باشد.
اما ادب با خالق که در قرآن اشاره شده و نمونه آن شریک قرار ندادن با خداوند است
ادب کردن با پیامبر که می فرماید: آنچه پیامبر آورده بگیرید و عمل کنید و آنچه شما را از آن بازداشته انجام ندهید
یا اطاعت کردن خدا و رسول و اولی الام*
به طور کلی می توان گفت در همه چیز ادب وجود دارد! و هر چیزی برای خودش یه نحوه آدابی دارد و اینها گاهی جنبه فردی دارد و گاهی اجتماعی.
از کارهای ساده گرفته مثل غذا خوردن ، خوابیدن، راه رفتن و... تا عبادات که همه دارای آداب هستند: آداب نماز ، روزه، حج و... که در حقیقت همه این عبادات به نحوی رعایت ادب در برابر معبود است.
لذا بیراه نیست که گفته اند: ادب آداب دارد. باید آداب ادب را بیاموزیم تا مؤدب شویم.
بله همین مؤدب بودن هم باید با رعابت آدابش باشد برای رسیدن به این مهم می توان از الگوهایی آموخت که برترین آنها را قرآن به ما معرفی می کند و آن کسی نیست جز پیام آور رحمت(5) و خاندان او که همگی الگوهای و نمونه های ادب کاملند و انواع ادب در وجود آنها متجلی است.
تعريف ادب
موضوع بحث ما، ادب از ديدگاه قرآن است. در هر كار علمي، روش و رويه بر اين است كه ابتدا به تعريف لغوي و اصطلاحي آن مطلب پرداخته ميشود؛ از اين باب، ما هم در اين تحقيق، كلام را با تعريف لغوي و اصطلاحي به صورت بيان از منظر صاحبنظران آغاز ميكنيم.
ادب در لغت
در لغت، ادب با مفاهيم مختلفي تعريف شده است كه در اين قسمت ـ در حد توانـ به جمعآوري آن مفاهيم پرداختم فرهنگ دهخدا در تعريف ادب آورده است:«ادب بالفتح؛ شگفت و عجب، نگاهداشت حد هر چيز، ج آداب و علم ادب عبارتست از علمي بدان خود را از ظل در كلام نگاهدارند و آن دوازده قسم است و هشت اصول بر اين تفصيل: علم صرف، علم لغت و ...»در فرهنگ عميد در تعريف ادب ميخوانيم: «ادب: دانش، فرهنگ، معرفت، روش پسنديده، خوي خوش، آداب جمع. علم ادب: آن علمي كه با تسلط بر آن شخص ميتواند درست شعر بگويد و خوب چيز بنويسد و سخن درست و نادرست و خوب و بد را بشناسد.» و نيز آمده است: «ادب نفس: ادب طبعي، اخلاق پسنديده، صفات نيك. ترك ادب: آزرم و پاس را ناچيز انگاشتن، شيوه و راه رسم معاشرت را به جا نياوردن وزير پاگذاشتن .... »
و همچنين نيز «ادب شدن به تنبيه شدن و رفتار درست را آموختن و ادب كردن به تنبيه كردن معنا شده است.» علاوه بر فرهنگهاي فارسي در لغت نامههاي عربي نيز تعريفي از ادب ارائه شده است كه در ادامه به ذكر آن ميپردازيم:
«أدَبْتُه: (أدباً) من باب ضرب عَلَّمْةُ رياضة النفس و محاسن الاخلاق. قال ابوزيد انصاري (الادب) يقع علي كلّ رياضة محمودةٍ يَتَخَرَّجُ بها الانسان في فضيلهٍ من الفضائل.
و قال الازهري نحوه (فالادب) اسم لذلك و الجمع (آداب) مثل سبب و اسباب.
(أدب) (أدباً) من باب ضرب أيضاً صَنَعَ صنيعاً و دعا الناس اليه فهو آدبٌ علي فاعل...»
در ترجمه آن به طور خلاصه ميتوان گفت: ادب تمرين دادن نفس و ارزشهاي اخلاقي است كه ابوزيد انصاري گفتهاند: ادب هر ورزش پسنديدهاي است كه به وسيلة آن، انسان داراي فضيلتي از فضايل ميشود و ازهري نيز به همين مطلب اذعان دارد....
در لسان العرب در تعريف ادب ميخوانيم:
«أدب: الادَبُ: الذي يَتَأدَّبُ به الاديب من الناس؛ سُمِّيَ أدَباً لِأَنَّهُ يَأدِبُ الناس الي المحامد وينهاهم عن المقابح و اصل الادب الدعاءُ و منه قيل للصنيع يُدْعي اليه الناسُ و قيل المأدَبهُ مِنَ الادب و في الحديث ابن مسعود: «و انّ هذا القرآن مَأدَبَةُ الله في الارضِ فَتَعلَّمُوا مِنْ مَأدَبَتهِ .»
ابن منظور در مجموع كلام خود، ادبي كه انسان به آن ادب ميشود را براي اين دانسته كه مردم را به سوي كار پسنديده، راهنمايي ميكند و از زشتي، صاحبانش را باز ميدارد و نيز بيان كردهاند كه اصل ادب دعا است و دعوت.
نويسنده:خانم مریم عبادی| مورخه :یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶ | 17:21 | ساعت: | موضوع: |
اهداف تحقیق...ما را در سایت اهداف تحقیق دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 69